زندگی آرام ما

اینجا جایی هست که من می خوام از خاطراتم بگم و از تجربیات شما دوستان استفاده کنم.
 
بازگشت
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٦  

سلام

بعد از یک غیبت طولانی بالاخره من برگشتم البته توی این مدت وبلاگ همه دوستای گلم رو می خوندم . از همه شما دوستام که نگرانم بودید هم ممنونم . الان علت غیبتم رو براتون میگم .

واقعیتش همون طور که توی آخرین پستم گفتم محل کارم رو عوض کردم چون همیشه توی شرکت های بزرگ کار کرده بودم می خواستم کار توی یک شرکت کوچیک رو هم تجربه کنم که متسفانه با شکست مواجه شد ( مدیر عامل جوان و بی تجربه بود و شرکت نزدیک به ورشکستگی شده بود ) توی شرکت های بزرگ هم واقعا کار کردن سخت شده چون در حال حاضر بازار IT وضعیت خوبی نداره و بالطبع مدیران شرکت ها به خاطر سرمایه ای که کردن نگران و عصبی هستند و همین باعث اعمال فشار بیشتر روی کارمندها میشه . برای همین تصمیم گرفتم یک مدت از جامعه مهندسی جدا بشم و یک کار جدید رو تجربه کنم و هم اینکه مدت بیشتری خونه باشم البته توی پروژه های کاری آقای همسر باهاش همکاری می کنم که خیلی هم از کار اصلی خودم دور نشم . اما کار جدید من کار تابلو فرش هست که اگر تا به حال تجربه نکرده باشید نمی دونید چه لذتی داره بافت یک تابلو فرش مثل یک بچه می مونه که خلقش می کنید بعد بزرگش می کنید تا به سرانجام برسه . واقعا دنیای نخ و رنگ و نقش دنیای قشنگی هست . تا الان نصف تابلو ام رو بافتم و بزودی اولین تالو فرش دستبافت من تموم میشه .  که البته من این رو مدیون همسر عزیزم هستم که من رو تشویق کرد و برام ابزار و وسایل کار رو تهیه کرد که دنبال این علاقه ام برم که همینجا ازش تشکر میکنم .

البته کارای هنری دیگه ای هم مثل شمع سازی ، گلسازی ، طراحی لباس  و نقاشی روی سفال هم انجام میدم . پس شما در حال حاضر با یک مریم خانه دار هنرمند (خیلی از خود متشکر شدم نه؟) وبلاگ نویس (نه که خیلی زود به زود آپلود می کنم) سرما خورده (سه روزه تب و لرز دارم و بینی ام هم کیپ شده و گلو درد هم دارم اما نمی دونم چرا هرچی فکر می کنم احساس می کنم اگه برم دکتر و آمپول بده میترسم بزنم برای همین دکتر نمیرم و دارم خود درمانی می کنم) روبرو هستید .

بزودی از همه کارایی که این مدت کردم براتون می نویسم.

از همینجا با تاخیر تولد نوشین عزیزم مامان هستی ناز و پرند خوشگله  و ننه گلی عزیزم رو تبریک میگم.