زندگی آرام ما

اینجا جایی هست که من می خوام از خاطراتم بگم و از تجربیات شما دوستان استفاده کنم.
 
بی آبی!!!!
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٩  
دیروز روز خیلی سختی بود چون آب منطقه ما مرتب قطع می شد و چون خونه ما آخرین طبقه و طبقه پنجم هستش و تا من می خواستم آب ذخیره کنم طبقات پایین تر آب رو تموم کرده بودند و منم چون کدبانو شده بودم و مقدار متنابهی باقالی ( چون آقای همسر خیلی دوست داره ) خریده بودم حسابی بهم خوش گذشت. راستی چند روزه که رنگ آب خونه ما زرد شده منم فقط برای شستشو ازش استفاده می کنم کسی خونش شمس آباد هست که بدونه علتش چیه؟فکر کنم تابستون سختی باشه چون اعلام کردن کمبود آب هست و قطعی آب داریم.طفلک اونایی که نی نی دارن.شرکت ما می خواد بهمون لباس فرم بده مانتو کرپ با این مقنعه ها که روش یه حریر پیچیدن فکر کنم خیلی خوش تیپ بشم با این لباس ، مانتو سرمه ای با حریر آبی فیروزه ای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خیلی خوشحالم که همین چند روز وبلاگ نویسی باعث شد دوستای خوبی پیدا کنم آخه من خیلی تنها هستم خانواده مادر و پدرم تهران نیستن. همسرم هم فقط پدر و مادرش تهران هستن برای همین ما خیلی تنها هستیم.راستی کسی فرمول جادویی برای لاغر شدن میدونه به منم بگه؟