مامان نوشین و مامان دیبا و پرند و ننه گلی

امروز می خوام درباره یک سری از وبلاگ ها بگم که علی رغم اینکه تا به حال صاحبان این وبلاگ ها رو ندیدم و حتی صداشون رو نشنیدم اما خیلی دوستشون دارم و فکر می کنم مثل همه مادرهای مهربون مادرهای بی نظیری هستن و من فکر میکنم که اگه در آینده بچه ای داشته باشم خیلی میتونم از تجربیاتشون استفاده کنم .

و اونا کسای نیستد جز  مامان نوشین  و مامان دیبا و پرند و ننه گلی

می دونید من و همسرم همیشه می گفتیم که بچه نمی خواهیم اما از وقتی که این وبلاگ ها رو خوندیم احساس می کنیم بچه موجود دلنشنینه که آدم رو به ذوق میاره و مایه دردسر و اذیت و آزار نیست.

درسته که الان تازه ازدواج کردیم اما بهش فکر می کنیم و فکر میکنیم چه زمانی برای حضورش توی زندگی ما مناسبه.

خواستم همینجا از این مامانای بی نظیر و دوست داشتنی تشکر کنم که دیدگاه ما رو عوض کردن.

 

/ 4 نظر / 26 بازدید
لیلی مامان یونا

سلام چه تصمیم خوبی گرفتید. واقعا اونایی که اسم بردی مامانای مهربون و نازنینی هستن و منم خیلی دوستشون دارم[بغل]

ننه گلي

وای کلی شوکه شدم مریم خانوم جون مطمئنی منظورت منم بودم ؟ مامان دیبا و پرندو که خودمم عاشقشم مامان نوشین خانومم از امروز که گفتی می رم سر می زنم[گل] راستی خیلی حال کردم که ازمنم تعریف کردی[نیشخند][نیشخند]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم الان اعتماد به نفسم خیلی رفت بالا ( در حالیکه با ننه گلی قرار دارم و باید یه گزارش رو هم با رئیسم چک کنم و اونهم رفته بست توی اتاق مدیر عامل نشسته !!!!!!) . اگر شنیدی یکی از روی برج میلاد خودشو انداخته پایین بدون خودم بودم . رفتم توی ابرها ولی فراموش کردم چتر نجاتمو باز کنم. مامان نوشین رو هستم. ننه گلی رو هم که دربست مخلصشیم.