من مامانم رو می خوام!!!!

امروز هنوز نتونستم با مامانم حرف بزنم احساس می کنم یه چیزی گم کردم (بهم نگید لوس02.gif). مامان و بابا و خواهرم امروز رفتن اصفهان عروسی پسر داییم اما من و آقای همسر نرفتیم چون 1- آقای همسر سمینار داشت  2- من نمی تونستم 3-4 روز مرخصی بگیرم. دیروز هم رفتم و برای خودم یک قابلمه کشک و بادمجون درست کردم (آقای همسر دوست نداره براش فسنجون درست کردم) و خوردم و الان یک کوچولو گلو درد دارم.یک سایت خیلی خوب پیدا کردم که میشه ازش EBook فارسی دانلود کرد.http://www.farsiebook.comشما هم سر بزنید جالبه به خصوص اینکه یک سری کتاب برای موبایل هم داره که برای وقتهایی که آدم توی ترافیک گیر کرده خیلی خوبه.راستی من صبح ها میرم پارک پیاده روی (پارک اندیشه) کسی نمیاد؟بعد هم میرم جلوی فواره ها میشینم تا از طبیعت انرژی بگیرم.  

/ 4 نظر / 20 بازدید
نوشین مامان هستی

منم خیلی زود زود دلم واسه مامانم تنگ میشه[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

نوشین مامان هستی

راستي مريم جون از اينهمه لطف و محبتت نسبت به هستي ممنون و خوشحالم و به داشتن دوستاني مثل شما افتخار ميكنم[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

ننه گلي

سلام مریم خانوم جون نی نی که خودش میاد همیشه بالقوه است [گل] آخ این مامان عجب موجودی تازه وقتی نی نیت بیاد می فهمی که عجب جنبه های پنهان تری هم داره [قلب][ماچ]